اگر برایم بمیری
میمیرم برایت
و قبرهای ما مانند دو عاشقی خواهد شد که
لباسهایشان را با هم در لباسشویی می شویند.
اگر تو صابون بیاوری
من سفید کننده میاورم.
سخت به تو فکر می کنم
سوار اتوبوس می شوم
30 سنت کرایه می دهم
و از راننده می خواهم دو بار مرا بگرداند
قبل از کشف اینکه تنهایم.
در قرن بیستم زندگی می کنم
تواینجا کنارم دراز می کشی
وقتی خوابت می گیرد پکر می شو ی
هیچ کاری نمی توانم برایت بکنم
مایوس می شوم
آنقدر زیبایی
که نمی توانم دست ازتوصیفت بردارم
هیچ کاری نمی توانم بکنم
تا وقتی خوابی شادت کنم.
شعر عشق
چقدر زیباست
وقتی صبح بیدار شوی
تنها
و مجبور نباشی به کسی بگویی
دوستش داری
وقتی دوستش نداری
دیگر.