تبليغاتX
B A R G A R D A N
رستوران/ ریچارد براتیگان/ لیلا فیاضی

 

سی و هفت ساله

پژمرده و نحیف

حلقه ی ازدواج در دستش

مثل یک خلسه

زل می زند به فنجان خالی قهوه

مثل وقتی که نگاه می کند

به دهان یک پرنده ی مرده

شام تمام است

شوهرش می رود دستشویی و زود بر می گردد

و حالا نوبت اوست

که برود دستشویی


دانلود فایل پی دی اف

2
Balatarin  2 Aug 2008 13:23  BARGARDAN    | 
 
Bargardan ترجمه translation شعر poet داستان story برگردان